قرار نیست سال نو بی زخم و خنجر بگذره ولی ارزوشو که میشه کرد.
امیدوارم سال نو بی زخم و خنجر ، بی بغض و گریه ،بی درد بگذره
فکر می کنی میشه؟
من زخمی و تو زخمی و عالم تمام زخم
دیگر رسیده است به عمق صدام ، زخم
هی ذره ذره ذره مرا می گزد ولی
لطفا نپرس اینکه چگونه، کدام زخم
انگشت های خونی من را نگاه کن!
از عشق زخم خوردم و از انتقام زخم
مثل کسی که دست خودش نیست زنده ام
این زندگی ست ؟یکسره خنجر مدام زخم ؟
دشمن بیا و خنجر خود را نشان بده
شمشیر دوست می زندم در نیام زخم
تقویم ها نشسته به شیون نگاه کن!
از تیر تا شقیقه ی بهمن تمام زخم
لطفا پرندگی کن و از لانه ات برو
روییده است از تَرَکِ شانه هام زخم
نویسنده : فاطمه هویدا - کرمان ساعت ٢:٤٢ ب.ظ تاریخ سهشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٩

نظرات () لینک مطلب