تقصیر هر که هست...

 

خیلی ازم دوری ولی هر جای دنیا هم که باشی  غصه م که می گیره سرمو روی شونه های تو می گذارم و گریه می کنم

 

 

 تقصیر هرکه هست خدا لعنتش کند

در دادگاه خاطره  هردو مقصریم

تقدیر هم دلش به جدایی رضا نبود

من فکر می کنم که من و تو مقصریم

 

کوتاه امدیم و جهان قد کشید و بعد

هیمالیا - دنا- سبلان قد کشید و بعد

میخواستی برادری ات را نشان دهی

یک دسته گرگ در سرمان قد کشیدو بعد...

 

یک تکه از زمین خدا سهم تو شد و

یک گوشه از جهنم او شد جهان من

رقص فرشته های عذاب است در سَرَم

جیغ هزار مرده درون دهان من

 

دست زنی که قاتل خود بوده است را

در جیب من بخاطر تو جا گذاشتند

اینجا جهنم است صدای زنی که ...آه

روی دلش زمین و زمان پا گذاشتند

 

تقصیر هر که بود،که بازی تمام شد

با دست های ساکت و سردی که کاشتی

اینجا جهنم است صدای زنی که تو...

اینجا جهنمی ست که باور نداشتی

 

بند اخر این شعر بعد از نظرات دوستان خوبم کمی تغییر کرد .

از نظرات ارزشمندتون ممنونم 

 




کلمات کلیدی :شعر، چارپاره، جهنم
نوشته شده توسط فاطمه هویدا - کرمان در دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠

.:: نظرات () ::.