برای پسرم

چشم باز کردن و چشم بستنت، خنده خرگوشی گاه و بیگاهت 

 چسبیدن معصومانه ت به سینه م و شیر خوردنت

حتی ونگ ونگ گریه هات ....

چیز دیگه ای هم باید از زندگی بخوام؟

 

دوستت دارم مامان دوستت دارم! به تنهایی من و پدرت خوش امدی!

 

هنوز شوکه م.  هنوز به عظمت این نام خیره م .  چه نام سکر اوری "مادر"!

 

ازوقتی پارسا کوچولو اومده یه ادم دیگه م جون گرفتم ،نفس می کشم، رها می خندم رها گریه می کنم ..

 

مادر شدم چه لذت گریه اوری!!

 

فقط دو بیت که نشنیدید:

هرگز نخواستم همه باشم برای تو    تمثال ،بت،مجسمه باشم برای تو

کافیست نام کوچک منرا صدا کنی   کافیست اینکه" فاطمه" باشم برای تو




کلمات کلیدی :زندگی، مادر
نوشته شده توسط فاطمه هویدا - کرمان در چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩۱

.:: نظرات () ::.