این میله های سرد قفس حق زن نبود

این میله های لال قفس حق زن نبود

 سرپنجه های تیز هوس حق زن  نبود

 از میوه های  باغ  بهشت  خدا  فقط

یک سیب کرم خورده ی گس حق زن نبود

در بازوان حسرت  و  تردید و  هرزگی

هی دست وپا نفس به نفس حق زن نبود

ادم دلش گفت و خدا بازی اش گرفت

گل را خمیر کرد سپس حق زن نبود

زن را به دست حضرت ادم سپرد و گفت :

تنها عروسکی ست و بس، حق زن نبود

گیلاس چشمهای خودش را بیاورید

ان سیب کرم خورده ی گس حق زن نبود

 

 




کلمات کلیدی :فاطمه هویدا، حق زن نبود، میله های قفس
نوشته شده توسط فاطمه هویدا - کرمان در پنجشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸۸

.:: نظرات () ::.