در غم دوست

فقط خدا میدونه من چی می کشم...

همه دلخوشیم شده اینکه هرازگاهی بیای به خوابم و یه کم دلتنگیامو کم کنی

آخ فهیمه کلی حرف جمع کردم واست . تارا رو ببوس. هنوز هر لباس دخترونه قشنگی رو تو تنش تصور میکنم و یهو بخود میام که تارا لباس اخرت پوشیده...

روحت شاد .

طاهای عزیزیت رو هم دعا کن که خدا کمکش کنه.

/ 4 نظر / 21 بازدید
وداع

غزل های پریشانی ست با من بیا ببین ممنون

مهدی

یادش بخیر می گفتم من هر جا رفتم خواستگاری خیلی تحویلم گرفتن. با خنده می گفت گذاشتنتون تو تاقچه؟!!!! همه خوبیهاش رو با طرح همین لبخند توی ذهنم جا گذاشت و رفت... تو خواب دیدمش جاش عالی بود یه جورایی بهش حسودیم میشه. شادی روح مهربونش صلوات.

سعیده

من هم غم غمهای تو را میخورم ... کمی ارام بگیر عزیزم لطفا