یک گربه در میان دهان بغض کرده است

 

 

 

دل من دیر زمانی ست که می پندارد:
« دوستی » نیز گلی ست
مثل نیلوفر و ناز ،
ساقه ترد ظریفی دارد
بی گمان سنگدل است آن که روا می دارد
جان این ساقه نازک را
-دانسته-
بیازارد!

 

بگذریم ...

کار  تازه ای ندارم  یه غزل قدیمی تقدیم میکنم

این روزها زمین و زمان بغض کرده است

شب در اتاق خواب جهان بغض کرده است

در چشم من پرنده ای از ترس مرده است

یک گربه در میان دهان  بغض کرده است

تقویم خو گرفته به این فصل های گند

مرداد در شقیقه ی ان  بغض کرده است

دیشب الهه ناز  تنش را فروخت تا...

اواز در گلوی بنان  بغض کرده است

تصویرهای خونی شهر و جنازه ها

انگشت های فرشچیان  بغض کرده است

انقدر شانه های زمین را  تبر زدیم

هیمالیا ,دنا, سبلان  بغض کرده است

/ 8 نظر / 10 بازدید
حسن اربابی

سلام غزل خوبیه و خوبتر اینکه به روزی هرچندکاری قدیمی ست ولی چندنکته به نظرم درچشم من پرنده ای ازترس مرده است به جای "است "می ذاشتی بود قشنگ تربود زیرا مرگ یه تجربه تمام شده است ویک بار اتفاق می افته مثلن وقتی شاملو می گه هرگز ازمرگ نهراسیده ام اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود /خب اگه به جای بود می ذاشت است دیگه شعر نبود حتا اگر سراینده اش شاملوی بزرگ بود مصرع اخرش هم ضعیف تالیف داره براین نظرم چون وقتی شاعر می گه هیمالیا دنا سبلان /من منتظرم بگه بغض کرده اند یعنی اگه یه نقطه می ذاشتی به جای ویرگول می شد توجیه ادبی ش کرد والبته وباتمام اینا غزل قشنگی ست دیشب الهه ی ناز تنش رو فرو خت شادی همراهت باشعر

زارعی

شعر زیبایی بود موفق باشید

من

خوندم.خیلی قشنگ بود.باز هم جنازه داشت![لبخند]

سعیده ترابی

سلام بانو شعر تلخی بود اما جالب ممنون منتظر شعرهات با طراوت مادرانه هستم پارسارو ببوس

سکوت

درود گرامی با احترام دعوتید "یکبار برای همشه" ــــــــــــــــ منتظر نقدتان هستم. تشکر

Reza

All my life I was waiting for you Like a wish A dream that won't come true! Now I realize No matter what I have done It's autumn And all the birds have gone Just think of me and I'm with you I will love you without a clue In my mind You're beneath my skin You're not gone No! you have never been ... In the sky Wind beneath your wing Will you think Or care about anything ? Just think of me and I'm with you I will love you without a clue Mojgan Abbaslou

Reza

All my life I was waiting for you Like a wish A dream that won't come true! Now I realize No matter what I have done It's autumn And all the birds have gone Just think of me and I'm with you I will love you without a clue In my mind You're beneath my skin You're not gone No! you have never been ... In the sky Wind beneath your wing Will you think Or care about anything ? Just think of me and I'm with you I will love you without a clue Mojgan Abbaslou