بدیدار من اگر امدی ...

... و شیطان خون اندام شهر را مکیده  بود

       ابراهیم اتشی بود

و هفت تیر بر شقیقه ی تندیس می گذاشت

من اینجایم در خرخره ی تابوت هایی که نعشم را بالا می اورند

 

 

به دیدار من اگر امدی

"برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از ان "...

اما نه ! برای من همینکه به دیدارم امدی کافیست

 

 

بشکاف گورم را و گورستان را

جنازه ام را که یافتی

گوشه ی شناسنامه ات را به یادگار امضا می زنم

 

 

نترس ! چیز مهمی نیست

مرگم را زیاد جدی نگیر

حوا دوباره ابستن است و فردا

کودکی به دنیا می اورد که استخوانهایش درد را شیهه می کشند

 

مهم نیست !

مهم نیست جنازه ام بر سر دار بپوسد یا در قعر قبر

مهم اینست که

وقتی به دیدارم امدی ریگی به کفشهایت نباشد.

 

/ 56 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی اکبر لطفی

سلام ودرود کار بسیار زیبا جالب و قابل تاملی بود خواندم ولذت بردم شما را به خواندن سه غزل و یک رباعی دعوت می کنم در پناه حق

مهدیس

زیبا بود خوشحال می شوم اگر نوشته های مرا نیز بخوانید...

مهدیس

زیبا بود خوشحال می شوم اگر مرا نیز بخوانید...

نیما

زیبا بود خسته نباشین دوست داشتین با حضورتون ما را خوشحال کنید [گل][بدرود]

واشقانی

سلام "آن روزها" با یک طنز تلخ عاشقانه به روز است. سپاس از حضور گرمتان.

سید مهدی نژاد هاشمی

باسلام به روزم دوست من : حس کرده ای دچار نگاهت شدم ولی ... چرخی نمی زنی به هوای دلی اسیر از بس خزان گرفته نفسهای شهر را ... اردیبهشت ماه مرا کرده پیر ِ پیر برگرد تازه کن نفس پیر خسته را گاهی قدم بزن به هوایم در این مسیر م- شوریده سید مهدی نژادهاشمی 12/9/1389

سایت دانلود نرم افزار

سلام. با توجه به محتوای خوبی که دارید، خوشحال میشم اگر با هم تبادل لینک داشته باشیم. لطفا سایت من رو ببینید و اگر مایل بودید توی سایتم برام پیغام بگذارید تا تبادل لینک کنیم. قبلا هم پیغام گذاشتم براتون ولی جوابی ندادین.