دل عاشق به پیغامی بسازه    خمار الوده با جامی بسازه

مرا کیفیت چشم تو کافیست  ریاضت کش به بادامی بسازه

و اما بعد...

من یک درخت سوخته ام پس تبر چرا

این چشمهای اتشی شعله ور چرا؟

از قعر چاه بی دلی ام داد می زنم

 یک عمر ازگار که اخر پدر چرا...

 

پیراهنم همیشه به دندان گرگها

ته مانده های دامن من دست باد بود

از سرنوشت سوخته ام انچه مانده است

تنها دو چشم ساده ی بی اعتماد بود

 

من میله های پیر قفس بین دستهام

 ته مانده های بغض گسی در دهانم است

انقدر ساکتم که تصور نمی کنی

انگار نعش خیس کسی در دهانم است

 

این روزها جهنم سردی ست در سرم

اما ترا هنوز به خاطر می اورم...

ان چشمهای قهوه ای، ان خنده ی سپید

من با دو پای سرکش و اندام لاغرم...

 

تاکی به جرم اینکه ترا ترک کرده ام

هی متهم به بی سرو پایی کنی مرا

دل داشتم که وسوسه ای عاجزش کند

ادم نبوده ای که هوایی کنی مرا

 

من دستهای خسته و فرتوت خویش را

 درپنجه های خشک زمستان گذاشتم

وقتی خدا جواب درستی به من نداد 

سر روی پای خسته ی  شیطان گذاشتم

 

اکنون که شانه های زمین گر گرفته است

مردان پیر دهکده هیزم بیاورید

دیگر فریب چشم شما را نمیخورم

حتی اگر دو کاسه ی گندم بیاورید

 

 

از بامهای خیس شما پر گرفته بود 

گنجشک های گمشده در دست بادها

با شانه های خویش به غم خو گرفته ام

با چشمهای خویش به این امتدادها

 

لطفا کسی بیاید و از شانه های من 

گنجشک های مرده ی اردیبهشت را ...

دل داشتم که وسوسه ای عاجزش کند

ادم نبوده ای به بهایت بهشت را....

  

 

 

 

/ 53 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آوای سکوت

سلام.احوالپرسیم خانم وبه دعاگویی مشغول . دل داشتم که وسوسه ای عاجزش کند ............................آدم نبوده ای... بسیار تاثیر گذار و ملموس.مثل همیشه پر فروغ باشید.

زهرابلیوند

سلام ... فاطمه جان ...به روز کن دیگه منتظر یه شعر نابم.....[قهر]

سید مهدی نژاد هاشمی

سلام دوست من به روزم : منتظر قدمهای سبزتان می مانم چگونه با تو بگویم هوای بالی نیست سر قرار نبودی و حس و حالی نیست کنار پنجره ، حالم شبیه زندان است هوای شرجی زندان که خوب و عالی نیست....! سکوت فلسفه داری تنیده بر شبهام که سکته کرد هواسم و قیل و قالی نیست[گل][گل]

علیرضا جهانگیری

سلام با " جنگل انسانی " به روز و منتظر نظرات ارزشمند شما هستم. اگر به روز کردید خبرم کنید. ارادتمند

شادن

او شوم نبود ، این گناه از ما بود پرهای سیاه او ، سیاه از ما بود آواز کلاغ را خدا بد ننوشت ما بد خواندیم ، اشتباه از ما بود سلام دوست خوبم با " قار قار " به روزم و منتظر حضور ارزشمند و گرم شما . یا حق

سید مهدی نژاد هاشمی

سلام دوست من به روزم منتظر قدمهای سبزتان هستم [گل]سر را به روی شانه هایت کاش بگذارم

سید مهدی نژاد هاشمی

واهند گفت از قفسش پر کشید و رفت از زندگی و دارو ندارش برید و رفت خواهند گفت عاشق دیوانه بود و بس ...

شادن

سلام بانو با مهمان ناخوانده به روزم و منتظر حضور گرمت . یا حق